شنبه, 18 فروردين 1397 - 14:40

23 مدیر فروش و بازاریابی، رموز موفقیت شان را در اختیار شما قرار می دهند / توصیه های شغلی برای شروع سال جدید


   به قلم کیتلین پترو

   برنامه ریز بازاریابی گروه برندینگ و طراحی ایمپکت

با پشت سر گذاشتن سال قبل، باید نگاهی داشته باشم به تجربیاتی که ظرف یک سال گذشته و به خصوص به عنوان عضوی از خانواده ایمپکت از سر گذرانده ام.

انجام عمل لیزر قرنیه، دریافت جایزه همکار نمونه سال از گروه ایمپکت، آشنایی با همکاران جدیدی که به زودی به دوستانی صمیمی تبدیل شدند، ادامه همکاری با مشتریان قدیمی و آغاز همکاری با مشتریان جدید، تنها بخشی از تجارت سال گذشته من بودند.

با مرور سالی که گذشت، نسبت به سال پیش رو کنجکاوتر می شوم.

سال جدید برای من چه چیزهایی به ارمغان خواهد آورد؟

چطور می توانم خودم را بهتر کنم و اطمینان حاصل کنم که در حال پیشرفت هستم؟ چطور می توانم از یادگیری چیزهای جدید و آگاهی از مسائل روز تجارت عقب نمانم؟ چطور می توانم مطمئن شوم که بهترین خدمات را به مشتریانم عرضه می کنم و کار من برای آنها ارزشمند است؟

من خیلی وقت ها به بهترین توصیه کاری که در 26 سالگی ام به من شد فکر می کنم. در آن زمان در یک شرکت تولید داربست، یک کار تابستانی پاره وقت داشتم و خودم را برای انجام چند مصاحبه کاری آماده می کردم.

مدیر فروش شرکت با دیدن اضطراب من، مرا به کناری کشید و توصیه ای به من کرد که بسیار ساده به نظر می رسید:

«توانایی های خودت را نشان بده».

من آن زمان فکر می کردم که این یک جمله کلیشه ای است، اما هر روز که از کارم در ایمپکت می گذرد بیشتر متوجه معنی این جمله می شوم.

با تمرکز بر نقاط قوتم و دانستن اینکه چطور ارزش کار شرکت را بالا ببرم، در مصاحبه ام برگ برنده را رو کرده و رسماً به عضویت خانواده ایمپکت در آمدم.

با مرور زمان، متوجه شدم که باید به جز مسئول کارگزینی، توانایی های خودم را به افراد دیگری هم ثابت کنم: به مدیران، همکاران و مخصوصا به مشتریانم.

این بهترین توصیه ای بود که در همه دوران فعالیت شغلی ام دریافت کرده ام.

در ادامه این مقاله، توصیه های بزرگ ترین متخصصان بازاریابی و فروش را با شما در میان می گذارم:

۱- کیتی بورکه

مدیر دفتر ارتباطات مردمی هاب اس‍‍‍‍پات (Hubspot)

مادربزرگ من در دهه هشتم عمرش هنوز یک مشاور املاک فعال و بسیار موفق است و توصیه اش این است که هیچ وقت از آموختن چیزهای جدید و کار روی خودتان دست نکشید. او به صورت مداوم در حال گذراندن دوره های آموزشی، شرکت در همایش های تخصصی و تجربه چیزهای جدید است. حتی یک بار مادربزرگم به همراه بهترین دوستش در یک دوره آموزش حرکات موزون عربی شرکت کرد. مادربزرگ همیشه الهام بخش من بوده و یادآور این نکته است که به عنوان یک انسان و یک مدیر تجاری همیشه به دنبال رشد و آموختن باشم.

۲- پیتر کاپوتا

مدیرعامل شرکت داتاباکس (Databox)

چنین است رسم سرای درشت / گهی پشت به زین، گهی زین به پشت

از زمان های بسیار قدیم و بین اقوام مختلف، ضرب المثل های گوناگونی برای بیان این مفهوم وجود داشته است. مثلا رالف والدو امرسون نویسنده شهیر بریتانیایی در سال ‍۱۸۷۰ این اصطلاح را به کار برده است. در فیلم لبوفسکی بزرگ هم دیالوگی مشابه این وجود دارد، اما من این نکته را از مشاور و دوست قدیمی ام، دان تایر، یاد گرفتم.

من در مورد چشم اندازهای تجاری و آرمان ها و روش های شغلی ام بسیار مشتاق و پر از هیجان هستم؛ بنابراین وقتی افراد مافوق می خواهند مرا به انجام کاری مجبور کنند که با چشم اندازها و آرمان های شخصی ام مغایر است، چندان خوشحال نمی شوم. این طور وقت ها دان همیشه شنونده خوبی است و این ضرب المثل را بیش از یک بار - و همیشه به موقع - به من یادآوری کرده است.

دان تایر به من یاد داد که بعضی وقت ها باید مصالحه کرد و «زین بر پشت» گذاشت. بعضی وقت ها من موفق شده ام به این توصیه عمل کنم و در حالی که از درون در حال انفجار بوده ام، لبخند بزنم. الان که به یاد آن مواقع می افتم از کاری که انجام داده ام خوشحالم. اگر در زمان های ضروری این سیاست را به خرج نمی دادم، موفقیت های زیادی بودند که امروز به آن ها نرسیده بودم یا حتی فرصت تلاش برای رسیدن به آنها را پیدا نمی کردم.

این روزها به عنوان مدیرعامل یک شرکت موفق، دیگر به ندرت کسی می تواند مرا به دست کشیدن از رؤیاهایم وادار کند، اما من برای شنیدن نظرات و دیدگاه های دیگران و به کار بردن آنها در چشم انداز خودم پذیراتر شده ام. در واقع سعی من بر این است که اطرافیانم را تشویق و تقویت کنم تا بتوانند رؤیاها و چشم اندازهای خودشان را خلق کنند و برای نزدیک کردن و همسو کردن خط مشی و هدف گذاری ام با چشم اندازهای سایر همکارانم تلاش می کنم.

۳- استفانی کستیونزس

مدیر بازاریابی شرکت لیبل اینسایت (Label Insight)

به جرات می توانم بگویم که بهترین توصیه ای که به من شده از طرف یکی از همکارانم بوده که استاد دانشگاه در حوزه فروش و بازاریابی است. او به من گفت: اگر مشغول به کاری هستی که حوصله ات را سر می برد یا تو را به چالش نمی کشد، دنبال کار بیشتر یا کار دیگری باش. اگر کار بیشتری گرفتی اما هنوز هم حوصله ات سر می رود یا به چالش کشیده نمی شوی، وقت آن رسیده که کارت را عوض کنی.

این توصیه به من کمک کرد که بتوانم تصمیمات سختی بگیرم و بتوانم مشاغلی را که باعث رشد من نمی شدند و فراتر از تحصیلات و دانسته های دانشگاهی ام چیزی به من اضافه نمی کردند، رها کنم.

من می دانم که همیشه نیازمند آموزش و رشد هستم و اگر به کارم علاقه مند باشم هیچ وقت از آن دلزده نمی شوم.

۴- ربکا کورلیس

مدیر بازاریابی آول لبز (Owl Labs)

برای انجام دادن کاری که به آن علاقه دارید منتظر ارتقای شغلی نباشید. سعی کنید با انجام دادن کارهایی فراتر از شرح وظایف تان، ارزش کارتان را بالا ببرید. کارهایی را از دوش رئیس تان بردارید. به کارهای جدیدی که می توان انجام داد فکر کنید. با انجام پیش از موعد کارها و بدون شعار دادن، ارتقای شغلی خودتان را تضمین می کنید.

۵- ناتالی دیویس

مدیر استعدادیابی و آموزش در شرکت ایمپکت (Impact)

بر آن چیزهایی تمرکز کنید که برای انجام شان هیجان زده هستید. انجام دادن این کارها شبیه انجام وظیفه نیست و حتی اگر استرس داشته باشید، استرس مثبت و دلچسبی است. وقتی به این حس برسید، آن را می شناسید. سعی کنید چنین کاری را حفظ و آن را به پیشه و تخصص خود تبدیل کنید.

۶- تام دیسکیپیو

مدیر هدف گذاری و برنامه ریزی ایمپکت (Impact)

«به جای غرق شدن در صورت مسئله، بر حل مسئله تمرکز کن.» این جمله یکی از بهترین توصیه های شغلی است که من در تمام عمرم دریافت کرده ام. تمرکز بر حل مسئله یک انتخاب است؛ انتخاب یک نگاه سازنده و مثبت به مسائل، به جای نگاه منفی. در نظر گرفتن مسئله به عنوان یک چالش و نه یک مانع و برخورد با مسئله به عنوان فرصتی برای رشد، به جای رکود و احتراز از تغییر. تمرکز واقعی بر حل مسئله باعث افزایش قدرت رهبری و مسئولیت پذیری شده و می تواند چراغ راه دیگران باشد.

۷- آن هندلی

مدیر تولید محتوای شرکت مارکتینگ پرافز (Marketing Profs)

بهترین توصیه شغلی را در سن ۱۶ سالگی و از مربی رانندگی ام (هِنری) دریافت کردم که به من گفت: کار خودت را بکن!
یک روز هنری مرا به یک چهارراه شلوغ برد و به من گفت که باید راهنما بزنم و به چپ بپیچم. من فرمان را دودستی چسبیده بودم و منتظر بودم که ماشین های دیگر به من راه بدهند. هر ثانیه مثل یک سال می گذشت و کسی به من راه نمی داد. دست هایم روی فرمان عرق کرده بودند.

بالاخره هنری گفت: کار خودت را بکن. کسی برای تو راه باز نمی کند!

پس کار خودتان را بکنید. آستین بالا بزنید. فعالیت کنید. مقام بگیرید. تلاش کنید. خلق کنید. راوی قصه خودتان باشید و به دیگران بفهمانید که چه ارزشی دارید.

به قول بلیر والدورف، قهرمان یک سریال آمریکایی: سرنوشت مال بازنده هاست؛ بهانه ای احمقانه برای اینکه به جای تلاش برای خلق رویدادها، منتظر وقوع اتفاقات باشیم.
کسی برای شما راه باز نمی کند.

۸- پیپ لاجا

معاون شرکت سی ایکس ال (CXL)

« مهارتی به دست بیاور که برای مردم ارزشمند باشد ».

این نصیحت مستقیما به من گفته نشده؛ حدود 10 سال پیش من این جمله را در یک کتاب یا یک وبلاگ خواندم، اما در ذهنم ماند. داشتن مهارتی که بازار حاضر باشد بهای آن را بپردازد، سرمایه ای بی نظیر است.

این دقیقا همان چیزی است که بسکتبالیست های لیگ فوق حرفه ای آمریکا (NBA) را از سایر بسکتبالیست ها متمایز می کند. داشتن چنین مهارتی، دلیل تفاوت بین یک توسعه دهنده نرم افزار بسیار موفق با کسی است که باید در پروژه های دورکاری نرم افزاری به دنبال کسب درآمد ناچیزی باشد. اگر در کاری که انجام می دهید جزو یک درصد بهترین های جهان باشید، دیگر هیچ وقت نگران موفقیت نخواهید بود. مطمئن ترین راه موفقیت همین است؛ اگر خودت را وقف این هدف کنی که در کاری که انجام می دهی جزو بهترین ها باشی، موفقیت به سمت تو می آید.

۹. گریک لینمانستونز

ریاست ویدرت گروپ (Weidert Group)

وقتی ۲۵ ساله بودم (در سال هایی خیلی دور!) از یک کارفرما این توصیه را شنیدم که هیچ وقت فراموشش نمی کنم. او به من گفت: «جوان ها در شروع زندگی شغلی شان باید بر یک چیز بیش از هر چیز دیگر تمرکز کنند: صرف نظر از عنوان شغلی یا میزان حقوق، به بهترین شرکت که می توانند، بپیوندند. به این موقعیت باید مثل یک ایستگاه قطار نگاه کرد که مهم ترین سفر زندگی شما از آنجا آغاز می شود. سوار بهترین قطار شوید و خیلی درگیر این موضوع نباشید که کدام صندلی نصیب شما می شود. سوار قطاری شوید که به سمت مقصد مورد نظر شما در حرکت است.»

هنوز هم وقتی این توصیه را به جوان هایی که با من کار می کنند، منتقل می کنم، بسیار احساساتی می شوم.

۱۰. مارک رابرگ

دانشیار مدرسه عالی تجارت هاروارد

زندگی شغلی تان را مثل یک برنامه پس انداز بازنشستگی در نظر بگیرید. اگر در سن ۲۲ سالگی حساب پس انداز بازنشستگی افتتاح کنید، چندان محتاطانه عمل نمی کنید. در این سن معمولا از سوی مشاوران مالی به شما توصیه می شود که پس انداز بازنشستگی خود را در سهام پرخطر ولی پرسود سرمایه گذاری کنید، چراکه فرصت زیادی برای آزمون و خطا در اختیار دارید. در زندگی شغلی نیز همین قاعده حاکم است. در شروع مسیر، خطر کنید. به شرکت های تازه تأسیس بپیوندید یا اصلا خودتان یک شرکت تأسیس کنید. به سراغ فرصت های شغلی نوظهور بروید. وارد حاشیه امن نشوید، چرا که در سال های پیش رو، برای ایجاد امنیت شغلی فرصت زیادی خواهید داشت.

۱۱. باب رافولو

بنیانگذار و مدیر عامل ایمپکت (Impact)

بهترین توصیه ای که به من شده درباره لذت بردن از مسیر است. در هنگام بروز هر چالش و هر مانعی باید سعی کنید که به همراه همکاران تان، از روند حل چالش ها و از میان برداشتن مانع ها لذت ببرید، چرا که در طی مسیر، چالش ها و موانع روز به روز سخت تر و بزرگ تر می شوند و اگر از دست و پنجه نرم کردن با آنها لذت نبرید، کار بسیار سختی در پیش خواهید داشت؛ اما اگر یاد بگیرید از مسیر لذت ببرید، شغل شما برای تان بسیار رضایت بخش خواهد بود.

۱۲. جان مک تیگ

مشاور فناوری های بازاریابی در گروه مشاوران مارتک (MarTech)

من در سال های کاری ام سرپرست های زیادی داشته ام، اما با ارزش ترین درس زندگی ام را از اولین سرپرستم آموختم؛ کسی که مرا بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی استخدام کرد.

او به من گفت: «فقط کاری را که به تو سپرده شده انجام نده؛ خودت کارت را خلق کن».

منظور او این بود که خوب گوش کن تا بفهمی که چه چیزی در کار مورد نیاز است، یا چه چیزی کم است و سپس بر آن موضوع تمرکز کن. بر اساس نیازهایی که شناسایی کرده ای برای خودت هدف گذاری کن و برای رسیدن به این اهداف، برای خودت شرح وظایفی بنویس. برنامه دقیق و زمان بندی شده ای طراحی کن. ابتدا این برنامه را با سرپرستت و بعد با رئیست در میان بگذار. از شکست خوردن نترس، اما از جشن گرفتن پیروزی هایت نیز واهمه نداشته باش.

۱۲. تارا رابرتسون

مشاور توسعه کسب و کار در شرکت اسپروت (Sprout)

از زمانی که من کارم را شروع کردم، همیشه دو توصیه را مد نظر داشته ام. اولین توصیه را از یکی از اولین مدیرانم شنیدم که به من گفت: «همیشه با یک راه حل پیش من بیا، نه با یک مشکل». من همیشه سعی کرده ام در همه شرایط به این توصیه عمل کنم. غرق شدن در مشکلات کاری روزمره و شناسایی چالش های پیش رو آسان است، اما مهم آن است که بتوانید به هر چالش به عنوان فرصتی برای ارائه راه حل و تفکر خلاقانه نگاه کنید و از حل مسائل لذت ببرید. اگر راه حلی ارائه ندهید و فقط مشکلات را به مافوق تان گزارش دهید، حرف های شما بیشتر شبیه غرولند به گوش می رسد. رهبر بودن یا کسب خصوصیات رهبری به این معناست که باید در هر قدمی که بر می دارید معقول و عمل گرایانه باشد.

مطلب مرتبط: کلید موفقیت بازاریابی در تغییر ذهنیت شما نهفته است

توصیه دیگری که به من شده در واقع نقل قولی است از سقراط که می گوید: «من داناترین فرد جهانم، چون می دانم که هیچ نمی دانم». این جمله ذکر روز و شب من است. تمام تجربیات و تحصیلات ما، قرار است ما را «دانا» کنند، اما ما از نادانسته های خودمان بی خبریم. گاهی که سرسختانه بر دیدگاه خودم پافشاری می کنم، سعی می کنم به خودم یادآوری کنم که من تمام جواب ها را ندارم. همیشه در حال یادگرفتن باشید، ذهنی پذیرا داشته باشید و در کاری که انجام می دهید متواضع باشید! زمان هایی که این جمله سقراط را از یاد می برم، در قضاوت هایم دچار اشتباه می شوم. بنابراین، این حرف سقراط توصیه مهمی بوده که در زندگی شغلی ام به آن توجه کرده ام.

۱۴. دیوید میرمن اسکات

سخنران و نویسنده کتاب پرفروش «بازاریابی با طعمی تازه»

وقتی که در دانشگاه بودم پدرم به من گفت: «یاد بگیر چطور در جمع صحبت کنی»؛ مانند اکثر مردم، من از صحبت کردن در جمع می ترسیدم، اما مدتی کوتاه پس از فارغ التحصیلی، من به باشگاه سخنرانان پیوستم و مبانی اولیه سخنرانی در مقابل جمع را آموختم. در آن زمان، مهارت سخنرانی برای منی که می خواستم در مقابل مدیران اجرایی شرکتم و در مقابل مشتریانم صحبت کنم، ضروری بود. به دلیل همین مهارت بود که من به سمت عنوان معاونت اول بازاریابی چند شرکت فناوری ارتقا پیدا کردم. از حدود 10 سال پیش که شرکت خودم را تأسیس کردم، صدها سخنرانی درآمدزا در سراسر جهان برگزار کرده ام.

۱۵. مارکوس شرایدن

سخنران، نویسنده و بنیانگذار سلز لایون (Sales Lion)

من بهترین توصیه شغلی را از یکی از اولین قهرمانان زندگی ام دریافت کرده ام؛ مردی که عشق به شکوفایی فردی را به من داد؛ جیم ران (کارآفرین و سخنران مشهور آمریکایی).

جمله معروف او که در ذهنم حک شده این است: «باید روی خودتان بیشتر کار کنید تا بر روی شغل تان».

زمان هایی که من در عرصه کاری بیشتر از همیشه مبتکر و موفق بوده ام، دقیقا همان زمان هایی بوده اند که من زمان بیشتری را صرف رشد فردی کرده ام. خودشکوفایی به اشکال مختلفی موجب خلاقیت و افکار تازه می شود و در قالب ابتکار، ایده های جدید و جریان انرژی تازه در زندگی شغلی تان منعکس می شود.

این جمله مشوق اصلی من در نگارش کتاب «سؤال از آنها، جواب از شما» و الهام بخش راه اندازی شرکت سلز لایون و کسب موفقیت های فردی متعدد بوده است.

۱۶. دارمش شاه

بنیانگذار و مدیر بخش فنی هاب اسپات (HubSpot)

روی کار سوار شوید. بهترین راه شروع یک مسیر شغلی موفق، ایجاد اعتبار از طریق به دست گرفتن یک وظیفه یا پروژه یا طرح ابتکاری است. همیشه در مورد همه کارها موانعی وجود دارد. افرادی که در این بین، برجسته می شوند، آنهایی هستند که توانسته اند بر مشکلات غلبه کنند و بدون بهانه تراشی، کنترل کار را به دست گرفته اند. این افراد، حل مشکلات و مسئولیت نتیجه کار را بر عهده می گیرند.

۱۷. جی دی شرمن

مدیر ارشد اجرایی هاب اسپات (HubSpot)

نمی دانم این نکته را می توان یک توصیه شغلی حساب کرد یا نه؛ شاید این نکته بیشتر در مورد رهبری بهتر است که البته در نوع خودش بهترین توصیه شغلی است!

این توصیه را من در زمانی که مدیر مالی شرکت فناوری آکامای بودم از جورج کونرادس، مدیر این شرکت دریافت کردم. جورج در حوزه فناوری یک مدیر اسطوره ای است که 30 سال در ای بی ام (IBM) بوده و بعد مدیریت شرکت های بی بی اِن و آکامای را برعهده داشته است.

مدت کوتاهی بعد از پیوستن من به آکامای، من و جورج در حال صحبت بودیم. او درباره اوضاع و احوال کاری من سؤال می کرد و من درباره پیچیدگی های محیط کار جدید و سر درگمی های کار با همکاران جدید صحبت می کردم. او حرف مرا قطع کرد و گفت: «شرمن، کار تو به عنوان یک رهبر و مدیر این است که تمام این پیچیدگی ها و سردرگمی ها را بگیری و در عوض وضوح و سادگی به همکارانت تحویل بدهی!»

من متوجه منظور او شدم؛ به عنوان یک رهبر شما باید به تمام کارکنان گوش دهید و پیچیدگی شرایط شان را درک کنید، اما نهایتا کار شما این است که با وضوح هرچه تمام تر تصمیم گیری کنید و کارکنان را در یک جهت واحد به پیش ببرید. گاهی اوقات باید تصمیم های سختی بگیرید و بنابر این باید بتوانید واضح و دقیق حرف تان را بزنید. حالا هر وقت به دودلی و سردرگمی بر می خورم، به حرفی که جورج 10 سال پیش به من زد فکر می کنم و سعی می کنم به قطعیت و وضوح برسم.

18. جی دی شرمن

مدیر ارشد بازاریابی و برنامه ریزی محتوا در شرکت هاب اسپات (HubSpot)

یکی از بهترین توصیه هایی که من دریافت کرده ام در مورد حل مشکلاتی بوده که دیگران از مواجهه با آنها می ترسند. به عبارت دیگر، برای انجام پروژه هایی داوطلب شوید که برای آنها راه حل و روش واضحی وجود ندارد، اما بالقوه می توانند تأثیر مثبتی بر تجارت شرکت شما داشته باشند.

پذیرفتن این نوع پروژه ها نه تنها شما را به چالش می کشد و مجبور به آموختن چیزهای جدید می کند، بلکه باعث می شود که بتوانید حسن نیت خودتان را نشان داده و به مدیران مافوق نشان دهید که از انجام کارهای سخت نمی ترسید.

19. جورج بی توماس

سخنران حرفه ای فروش و بازاریابی در شرکت سلز لایون (Sales Lion)

هیچگاه فکر نکنید که به مقصد رسیده اید. هر روز در حال آموختن و رشد باشید. اگر روزی را بدون یادگرفتن چیز جدیدی بگذرانید، آن روز تلف شده است. وقتی چیز جدیدی یاد می گیرید، آموخته های تان را به کار ببرید. بهترین دستورالعمل موفقیت این است: بیاموزید، به کار ببندید، بیاموزید، به کار ببندید. . .

20. فرانکو والنتینو

بنیانگذار و مدیرعامل و ب سایت اکوسیستمز (Website Ecosystems)

وقتی در ای بی ام (IBM) در بخش مدیریت خدمات کار می کردم، بخش مدیریت کنترل پروژه ما در حال رسیدگی به 7 میلیارد دلار تراکنش های مشتریان بود. یک جای کار اشتباه از آب درآمد و کل امور به هم ریخت. چهار ماه بود که ما با یک شرکت حمل و نقل ملی وارد همکاری شده بودیم و یک اشتباه کلامی باعث شد که یک روز کامل تبادلات مالی ما به هدر برود. مدیران ارشد اجرایی روز بعد ما را به جلسه احضار کردند و فضای جلسه بسیار پرتنش بود.

پیش از اینکه وارد جلسه شویم، معاون ارشد بخش ما - که در حوزه مدیریت بحران پیشکسوت و خبره بود - گفت: «خشم تان را مهار کنید. قبل از وارد شدن به بحث منطقی، احساسات را کنترل کنید. ما قرار نیست با مدیرعامل شرکت صحبت کنیم. ما داریم با انسانی صحبت می کنیم که در حال رنج کشیدن است. رنج او را بپذیرید و بدون قلدری کردن، آن را تسکین دهید و بعد به جزییات بپردازید».

وقتی وارد اتاق شدیم، او لبخند زد و گفت «خب، گند زدیم!» همه کسانی که در اتاق بودند خندیدند و او با این کارش فضای پرتنش و دلهره آور جلسه را تا حدودی تلطیف کرد.

توصیه او دیدگاه مرا در مورد تنش و شرایط سخت تغییر داد. باید اذعان کنم که این توصیه دفعات زیادی به کمک من آمده و هنوز هم از آن استفاده می کنم.

21. مایک وولپه

رئیس اداره بازاریابی شرکت سایبریزن (Cybereason)، سرمایه گذار و مشاور شرکت های تازه تأسیس

پذیرای راهنمایی باشید. اغلب ما چنان بر نشان دادن توانمندی های مان و ارتقای شغلی تمرکز می کنیم که فراموش می کنیم انتقادپذیری و پذیرش نقاط ضعف، مهم ترین چیز است. در درازمدت آن چیزی که موجب پیشرفت شما می شود این خصوصیت است.

22. کیت والش

معاون بخش همکاری های بین المللی شرکت هاب اسپات (HubSpot)

از مشکلات سخت نترسید. بیشتر پیشرفت های شغلی زمانی اتفاق می افتند که اشخاص وارد مشکلات سخت می شوند و شرایط را به نفع خودشان تغییر می دهند یا حداقل تغییر مثبتی ایجاد می کنند!

23. یوهانا وایابی

عضو مؤسس شرکت آریستوری (Aristory) و بنیانگذار کپی هکرز (Copy Hackers)

وقتی وارد مدرسه حقوق شدم، یکی از وکلای دفتری که در آن مشغول به کار بودم ضمن تبریک به من گفت: «هیچ وقت خودت را خیلی جدی نگیر».

ظرف 15 سال گذشته، این جمله به تنهایی به من کمک کرد که مخاطرات و تجارب زیادی را از سر بگذرانم. با اتکا به همین توصیه بود که شرکت کپی هکرز را تأسیس کردم و موانع نتوانستند واقعا مانع من شوند. وقتی مضطرب یا مستأصل می شوم و وقتی هیچ کاری درست پیش نمی رود، معمولا متوجه می شوم که خودم را زیادی جدی گرفته ام. فقط باید کمی از کار فاصله بگیرم و تجدیدقوا کنم و بعد آن طور که دوست دارم - و نه آن طور که دیگران از من انتظار دارند - به کار ادامه دهم. یادآوری این موضوع که دنیا چندان اهمیتی به من نمی دهد، آرامش بخش است.

بهترین توصیه شغلی شما چیست؟

شکی نیست که شغل و پیشینه کاری و اهداف هرکس متفاوت اند. برای هرکسی که این متن را می خواند ممکن است یکی از این توصیه ها بهتر باشد، یا ممکن است هر کسی توصیه های این مقاله را بر وضعیت خودش انطباق دهد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی